
بامداد نوشت چقد نوشته های خوبی میخونمبرام یکم عجیبه که مردها مینویسن !!!اما عجیبتر این که ماسالهاست داریم مردها رو میخونیم...اعتراف میکنم زیبان شاید شبیه به خودشون نباشه دقیقا شبیه قولهاشونه ... شبیه به اخلاق گندشونبعضی وقتا ادما کاور دوس دارن مثلن زشتا برا اینکه خودشونو کاور کنن آرایش میکنن یا بی ادبا وقتی میخوان خودشون کاور کنن شیک پوشن ،یه عده هم لخت مادر زاد ، البته تعدادشون کمه..منم شبیه بخودم نیستم کاورم همین جلدمه اگه بکنم نمیدونم چ شکلیمبگذریم توی دنیای امروزه ادمایی که از منم منم خودش...
ادامه مطلب
به احتمال زیاد وبلاگ نویسی رو بزارم کنار و حال و هوای همین حوالی رو ببندم و دیگه هیچ وقت به حال و هوام نیام به جز خوندن نوشته های قبلمتمام سعی ام رو جمع خواهم کرد تا یه پست اخر خوب بنویسمخدا میدونه که بغض به گلوم چ فشاری میارهامادیگه وقتشه تموم کنمخسته نشدم از نوشتنفقط حس میکنم نوشته هام هیچ چیز خاصی نداره و خودم هیچ چیز مفیدی برای گفتن ندارمیه حس بی ارزشی خاصی دارمباید از الان به اخرین نوشته ام فک کنمهمین. بخوانید...
ادامه مطلب
آدم از یه چیزایی یه تصورات خاصی دارهیکی از اون چیزا که میتونم برا همه ؛حتی بگم صد در صد ادما ازش تصورات خاصی دارن "مرگ" هست...مرگ انگار شبیه به زندگی نیس ،چون اولش با بقیه زندگی شروع میشه در حالی که ت...
ادامه مطلب
امروز میخام یه متن بلند بالا بنویسمدلم یه درد ودل حسابی میخاد...پسشروع.امروز بیستم تیر ماه 1398 ،98 ای که حتی با این همه مدت گذشتن ازش بازم عادت نکردم بهش و هنوز حس میکنم شروع نشده ، 98 ای که هنوز ب...
ادامه مطلب
شاید فردا برم مشهدمن همه این سالا هر وقت دعایی کردم مستجاب نشددنبال چراییش نیستم الانمشهد هم دعا کردم ولی نشد ...زیاد خواستم ، کم خواستم ، هر چی خواستم نشد که نشدبرا همین دعا رو گذاشتم کناربرای چندین ...
ادامه مطلب
داره دوباره شروع میشه.... خداجون چاکرتم از آدمایی که همش گریه میکنن خوشم نمیاد اما نمیدونم چرا اشک امونم نمیده که به کاری فک کنم که دوسش ندارم... خداجون حالم خوب نیست... من همیشه زیاده خواه بودم و هس...
ادامه مطلب
میدونم قولمون چی بود... اما میخام برای یه بارفقط یه بار کاری کن فراموش نکنم.... میدونم باید فراموش کنم اما کاش بشه یه بار بشه و ایندفعه یادم نره.... نمیدونم به خودم میگم مینا میدونی که نمیشه ٬نمیشنوه...
ادامه مطلب
نمیدونم از چی بگمدلم یه دلنوشته بلند بالا میخاد دلم میخاد بنویسم و بنویسماما واقعننمیتونمیعنی نمیشه ٬با این حالمشاید مسخره باشه اما من نمیدونم چرا دارم گریه میکنم.....خدا جون نمیخای تموم کنی.....واقعن فک میکنی که من مال اینجام....که فرستادی ....ها؟؟؟؟من که دلیلی نمیبینم... نوشته شده در دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۶ساعت ۸:۲۴ ب.ظ توسط مینا| |Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
نه خلاف عهد کردم، که حدیث جز تو گفتمهمه بر سـر زبانند و تـو در میان جانی...
ادامه مطلب
وای دلم باید از سمت خدا معجزه نازل بشود تادلم،بازدلم، باز دلم ،دل بشود.... دلم بد گرفته..... نوشته شده در دوشنبه ۳ مهر ۱۳۹۶ساعت ۱۱:۶ ب.ظ توسط مینا| | ...
ادامه مطلب
كاش مي تونستم بلند بلند گريه كنم اما نميشه ونميدونم چرا تا اين حد سنگدل شدم؟ نميفهمم چرا فك ميكنم وظيفه ديگرونه كه هي ازمن تشكركنن،هرچند تشكري در كار نباشه هم دلخورم من شبيه خودم نيستم شبيه ميناي هميشگي آروم ،احساسي و بي دل نميدونم فك كردم يه اتفاقي افتاده اتفاقي كه تجربه نكردم اما بازم بخودم اجازه ورود رو ندادم ،يعني سعي مي كنم ندم اما يه وقتام بخودم ميگم بيا براي يه بارم كه شده امتحان كن،اما راستش ميترسم از درگير شدن وشايدم ازمواجه ششدن با واقعيت ها و مهمتر از همه از شكست. يه تصميم مهم گرفتم و اونم برگشتن هست ميخوام برگردم ،نميدونم تو هم برميگردي يا نه ؟اما به من كمك كن برگردم ،محكم استوار ...
ادامه مطلب
اول به بانگ ناي و ني آرد به دل پيغام وي وانگه به يك پيمانه مي با من وفا داري كند. امروز 18 ام خرداد ماه و 12 امين روز از رمضان ماه كلي حرف داشتم برا گفتن برا نوشتن برا خاطره كردن ،از اميد بگير تا رمضون و نيومدن و سر شلوغي و ... نشد تو اين چن وقته به خودم بيام و بنويسم و خاطره كنم اما تمام فكرم خاط...
ادامه مطلب
Biri vardı çoktan izi kaldı kalpteÇamımın damlasındaDuruyormuş orda sanki bir düşmancasınaSevemezmisin aşkı bağlayamazmı gönlümün bahçesineKanadım kırıldı bak yağmurum ol yağ yüzüme Tükendim çok yaraları açanDağılmıyor içimdeki dumanSen istersen yanalım o zamanGel artık yok yüreğe dokunan نوشته شده در سه شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۶ساعت ۱۲:۴۷ ق.ظ توسط مینا|...
ادامه مطلب
امروز از روي شناسنامه سنم بيشتر شد و شدم 26 ساله اوايلش نسبت به بالارفتن حساسيت نشون ميدادم و مقاومت ميكردم جلوي گفتن اينكه يه سال سنم بيشتر شد درست نصفي از سال ميگذشت تا من به بقيه و خودم سن درستم و بگم و يه سال كمتر نگم چون نميتونستم با سن جديد كنار بيام بايد ماهها ميگذشت تا قبولش ميكردم نه اينكه...
ادامه مطلب
با توام اي رفته از دست هر كجا باشم غمت هست... دلخوشی هایم مرده بعد از تو ای شب غمگین مرا آزرده بعد از تو آنچه با من بود بی تو ماندن بود در خیابان های باران خورده بعد از تو خواب رویا تو شوق فردا تو از جهان تنها تو رو می خواهم اما تو...... جای دل کندن جان بخواه از من من که میمیرم برای زندگی با تو ...
ادامه مطلب
بگفتا گر نيابي سوي او راه بگفت از دور شايد ديد در ماه بگفتا دوري از مه نيست دور خور بگفت آشفته از مه دور بهتر همين نوشته شده در یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ساعت ۵:۲۰ ب.ظ توسط مینا| |...
ادامه مطلب
زمستون از راه نرسيده داره چشم غره مياد.... داره ثابت ميكنه كه اين حنا از اون حناها نيست كه پاييز سرمون گذاشته... شايدم نه، پاييز داره خودي نشون ميده و ميخاد بگه دست كمي از زمستوني كه هممون دلمون براش تنگ شده نداره ..... حق داره منم باشم نشون ميدم كه من دست كمي از اين زمستوني كه برا رسيدنش جشن ميگيرين ندارم سرما يه وقتا واقعن جشن گرفتن داره،با اينكه خودش سرده اما گرمي هديه ميكنه به خونه هاي مردم همه رو دور هم جمع ميكنه برف يكي از بهترين بركات خداست و زمستون يكي از بهترين فصلاي پر بركت خدا خيلي زيباست خيلي پ.ن:اين هفته پي در پي داره برف ميباره و اردبيل سرده سرد شده و برف پوش وجاي بسي خوشحالي مدارس هم تعطيل...قشنگياشم كه تمومي نداره 4 دي ماه سال گذشته عالي بود ويه سال گذشت اين روزا يكم عهد شك...
ادامه مطلب
من جز اون ادمايي هستم كه معتقدم،عشق قشنگه فقط تو كتابا ماها نميخام بگم، ايرانيا، چون همه ي ما ادما از اين دست قصه ها زياد داريم تو كتابامون و اسطوره هامون مثه شيرين و فرهاد،مثه ليلي و مجنون مثه اصلي و كرم و روما وژليت خيلياي ديگه در سراسر جهان حتي فيلماي عاشقانه هم زياد ديديم مثه همين عشق و غرور اليزابت ودارسي ،يادتون كه هست ؟ براي من هنوز كه هنوزه جين اير يكي از رمانتيك ترين فيلمايي كه ديدم حتي بعد از 15 سال همه ي ديالوگاش و صحنه هاش بخوبي يادمه خيلي خوب نميدونم اون جين اير رو ديدين يا نه اما من خيلي سال پيش ديدمش و بازيگراش رو نميشناسم اما خوب يادم موندن و من خيلي زياد دوسش دارم اما با اين حال از اونجايي كه من اصولن اهل توجه كردن به ادما نيستم حس ميكنم توي واقعيت عشق به قشنگي فيلما و قصه ه...
ادامه مطلب
بعله اين نيز بگذرد... يكم حالم بهتر شده زهي خجسسته زماني كه يار باز ايد... ...
ادامه مطلب
هيشكس از دلم خبر نداره وقتي دلم اتيش ميگيره،كاش ميتونستم بگم،كاش ميتونستم برا يكي توضيحش بدم از اين اتيش از اين ترس از اين زور... مطمئنم اونجا خيلي بهتر از اينجا وقتي تا اين حد به جنون ميرسم تا اين حد جلوي نفسم بند ميشه.... عذاب منم اينه فك كنم عوض شده نقطه عذاب ،بهت قول دادم اگه غلط رفتم شايسته عذابم اما ببين دستام يخ زده ،حالم خوب نيست كاش منم ميتونستم قرص و محكم باشم....كاش ميتونستم قرارمون يه چيز ديگه بود ،قرارمون فقط يه جا بود اما حالا همه جاي تنم داره فرو ميريزه دارم ميسوزم از درون دارم ميسوزم چه م شده خدا؟ حال بد هم مال منه ،حال خوب هم......
ادامه مطلب