زمستان 97
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 12:24
دارم هر روز به این فک میکنم که آیا یه روزی همه چیز درست میشه یا نه؟ پ.ن: گفتم این آغاز پایان ندارد...
آغوش
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 12:24
داره دوباره شروع میشه.... خداجون چاکرتم از آدمایی که همش گریه میکنن خوشم نمیاد اما نمیدونم چرا اشک امونم نمیده که به کاری فک کنم که دوسش ندارم... خداجون حالم خوب نیست... من همیشه زیاده خواه بودم و هس
شب بهاری
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:40
از خانه بیرون میزنم اما کجا امشب! شاید تو می خواهی مرا در کوچه ها امشب! پشت ستون سایه ها روی درخت شب می جویم اما نیستی در هیچ جا امشب می دانم آری نیستی اما نمی دانم -بیهوده می گردم به دنبالت چ
بهار و ...
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:40
میدونم قولمون چی بود... اما میخام برای یه بارفقط یه بار کاری کن فراموش نکنم.... میدونم باید فراموش کنم اما کاش بشه یه بار بشه و ایندفعه یادم نره.... نمیدونم به خودم میگم مینا میدونی که نمیشه ٬نمیشنوه
دل شکستگی
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:40
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی زبامی که برخاست مشکل نشیند...
من که دلیلی نمیبینم
-
تاریخ: 1396/11/14 ساعت: 23:28
نمیدونم از چی بگمدلم یه دلنوشته بلند بالا میخاد دلم میخاد بنویسم و بنویسماما واقعننمیتونمیعنی نمیشه ٬با این حالمشاید مسخره باشه اما من نمیدونم چرا دارم گریه میکنم.....خدا جون نمیخای تموم کنی.....واقعن فک میکنی که من مال اینجام....که فرستادی ....ها؟؟؟؟من که دلیلی نمیبینم... نوشته شده در دوشنبه ۹ بهم...
ماه
-
تاریخ: 1396/8/18 ساعت: 18:58
شنيدين قصه گرگ و ماه رو ميگن يه دختر و
تو
-
تاریخ: 1396/7/25 ساعت: 1:15
نه خلاف عهد کردم، که حدیث جز تو گفتمهمه بر سـر زبانند و تـو در میان جانی
وای دلم
-
تاریخ: 1396/7/25 ساعت: 1:15
وای دلم باید از سمت خدا معجزه نازل بشود تادلم،بازدلم، باز دلم ،دل بشود.... دلم بد گرفته..... نوشته شده در دوشنبه ۳ مهر ۱۳۹۶ساعت ۱۱:۶ ب.ظ توسط مینا| |
حرف دل
-
تاریخ: 1396/7/25 ساعت: 1:15
فکرشو نمیکردی به اینجا ختم بشه؟؟؟ خودمم باورم نمیشه حالا ببین......من دیگه چیزی نمیخام حتی دیگه منتظرتم نیستم...... شاهدم تمام یادداشت های این روزام ببین چیزی ازت نمینویسم ودلم...... نمیدونم......بد رفتی بعد از تو هرکی حالمو پرسید میگم،خیالت جمع،من خوبم!!!!!!! همین نوشته شده در سه شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۶سا...
اول مردادي
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 12:43
كاش مي تونستم بلند بلند گريه كنم اما نميشه ونميدونم چرا تا اين حد سنگدل شدم؟ نميفهمم چرا فك ميكنم وظيفه ديگرونه كه هي ازمن تشكركنن،هرچند تشكري در كار نباشه هم دلخورم من شبيه خودم نيستم شبيه ميناي هميشگي آروم ،احساسي و بي دل نميدونم فك كردم يه اتفاقي افتاده اتفاقي كه تجربه نكردم اما بازم بخودم اجازه ...
اين روزها
-
تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 17:48
اول به بانگ ناي و ني آرد به دل پيغام وي وانگه به يك پيمانه مي با من وفا داري كند. امروز 18 ام خرداد ماه و 12 امين روز از رمضان ماه كلي حرف داشتم برا گفتن برا نوشتن برا خاطره كردن ،از اميد بگير تا رمضون و نيومدن و سر شلوغي و ... نشد تو اين چن وقته به خودم بيام و بنويسم و خاطره كنم اما تمام فكرم خاط
بدون شرح
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 20:01
Biri vardı çoktan izi kaldı kalpteÇamımın damlasındaDuruyormuş orda sanki bir düşmancasınaSevemezmisin aşkı bağlayamazmı gönlümün bahçesineKanadım kırıldı bak yağmurum ol yağ yüzüme Tükendim çok yaraları açanDağılmıyor içimdeki dumanSen istersen yanalım o zamanGel artık yok yüreğe dokunan نوشته شده ...
حال و هواي جديد
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 20:01
امروز از روي شناسنامه سنم بيشتر شد و شدم 26 ساله اوايلش نسبت به بالارفتن حساسيت نشون ميدادم و مقاومت ميكردم جلوي گفتن اينكه يه سال سنم بيشتر شد درست نصفي از سال ميگذشت تا من به بقيه و خودم سن درستم و بگم و يه سال كمتر نگم چون نميتونستم با سن جديد كنار بيام بايد ماهها ميگذشت تا قبولش ميكردم نه اينكه
پس بده دنياي من رو
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 20:01
با توام اي رفته از دست هر كجا باشم غمت هست... دلخوشی هایم مرده بعد از تو ای شب غمگین مرا آزرده بعد از تو آنچه با من بود بی تو ماندن بود در خیابان های باران خورده بعد از تو خواب رویا تو شوق فردا تو از جهان تنها تو رو می خواهم اما تو...... جای دل کندن جان بخواه از من من که میمیرم برای زندگی با تو
خسرو و شيرين
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 20:01
بگفتا گر نيابي سوي او راه بگفت از دور شايد ديد در ماه بگفتا دوري از مه نيست دور خور بگفت آشفته از مه دور بهتر همين نوشته شده در یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ساعت ۵:۲۰ ب.ظ توسط مینا| |
اخرين نوشته از پاييز 95
-
تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 0:46
زمستون از راه نرسيده داره چشم غره مياد.... داره ثابت ميكنه كه اين حنا از اون حناها نيست كه پاييز سرمون گذاشته... شايدم نه، پاييز داره خودي نشون ميده و ميخاد بگه دست كمي از زمستوني كه هممون دلمون براش تنگ شده نداره ..... حق داره منم باشم نشون ميدم كه من دست كمي از اين زمستوني كه برا رسيدنش جشن ميگيري...
دردي نه دوا پذير
-
تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 0:46
من جز اون ادمايي هستم كه معتقدم،عشق قشنگه فقط تو كتابا ماها نميخام بگم، ايرانيا، چون همه ي ما ادما از اين دست قصه ها زياد داريم تو كتابامون و اسطوره هامون مثه شيرين و فرهاد،مثه ليلي و مجنون مثه اصلي و كرم و روما وژليت خيلياي ديگه در سراسر جهان حتي فيلماي عاشقانه هم زياد ديديم مثه همين عشق و غرور الي...
اين روزا
-
تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 22:31
بعله اين نيز بگذرد... يكم حالم بهتر شده زهي خجسسته زماني كه يار باز ايد...
روز سخت
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 21:56
هيشكس از دلم خبر نداره وقتي دلم اتيش ميگيره،كاش ميتونستم بگم،كاش ميتونستم برا يكي توضيحش بدم از اين اتيش از اين ترس از اين زور... مطمئنم اونجا خيلي بهتر از اينجا وقتي تا اين حد به جنون ميرسم تا اين حد جلوي نفسم بند ميشه.... عذاب منم اينه فك كنم عوض شده نقطه عذاب ،بهت قول دادم اگه غلط رفتم شايسته عذا...